متاسفانه چندی پیش خبر متاثر کننده اعدام دو کودک در فاصله ی یک هفته بنام های رضا حجازی و بهنام زارع
آنهم بدون اطلاع خانواده ها وبدون حضور وکیل، بیشتر از هر زمانی تاثربرانگیز و درد آور بود.
اعدام کودکان زیر 18 سال عمل شنیع و زشتی ست که با هیچ استدلال و توجیه و حقوق انسانی قابل توجیه نیست.
اعمال مجازات مرگ برای افراد زیر 18 سال تنها در ایران صورت می گیرد و در حالیکه در کشورهای مثل چین و ایالات متحده عربی و آمریکا با اینکه اعدام لغو نشده است ولی اعدام کودکان هرگز صورت نمی گیرد و تعداد آمارها نشان از کاهش هرساله اعدام ها در این کشورها را می دهد درحالیکه در ایران برخلاف پیمان نامه حقوق کودکان و حقوق بین المللی، متاسفانه با افزایش اعدام های کودکان روبرو بوده ایم و از این بابت در سکوی مقام اول قرار گرفته ایم!!
کودکان و نوجوانان بدلیل عدم قدرت توانایی در دفاع ازحقوق خویش و نداشتن وکلای خبره و متخصص، بدلیل فشارهای جسمی و روانی در هنگام بازجویی و عدم قدرت تشخیص و تحلیل به راحتی مورد سوء استفاده های بزرگترها و اطرافیان با وعده ی اینکه کودک هستند و آزاد می شوند و یا از روی ترس و تهدید، گاه به جرم ناکرده اعتراف می کنند.
و در صورتی که مرتکب جرمی شده اند بدون هیچگونه کینه و دشمنی و یا نقشه قبلی و در بازی ها و درگیری های کودکانه دست به چنین کاری می زنند و دانش آموز دیروز که باید در سَر ِ کلاس درس و مشق برای پیشرفت آینده اش تلاش کند امروز در جایگاه یک مجرم و قاتل و در جمع خلافکاران حرفه ای چندین سال از بهترین سال های زندگی و کودکیش را باید در انتظار مرگ سپری کند.
قطعا هیچکس از بدو تولد و ذاتاً قاتل متولد نمی شود بلکه شرایط بحرانی زندگی، بی سوادی، نابهنجاری های جامعه، فقر، عدم امنیت اجتماعی، دیدن صحنه های خشونت بار و رفتارهای خشن برگرفته از خانه تا جامعه و رسانه های گروهی، زمینه های آموزش و یادگیری برای ارتکاب یک جرم را برای کودکان مهیا می کند و آنان را به سوی قاتل شدن سوق می دهد!
بعضی ها این سوال برایشان ایجاد می شود که شرایط جامعه ی برای همه وجود دارد چرا تنها بعضی ها قاتل می شوند و اینطور نتیجه گیری می کنند که پس اینها ذاتا قاتل بوده اند!
باید در جواب این افراد بگویم که جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم با توجه به افزایش فاصله های طبقاتی، بیکاری، آمار رو به رشد خط فقر، تفاوت های تربیتی و رشد، آموزش و تحصیل، محرومیت از تفریحات سالم و آشنایی این کودکان در محیط های زندگیشان با انواع بزهکاری ها که معمولا از طبقه ی پایین و محروم جامعه هستند، امکان بهره مندی از یک زندگی سالم برای همگان و بطور یکسان فراهم نیست و گرفتن حیات این کودکان جز چشم پوشی بر واقعیت های تلخ زندگی این کودکان محرومیت کشیده چیز دیگری نیست.
مجازات های انتقام جویانه و حذف انسان ها ثابت کرده که جوابگو و چاره ساز نیست و آمار و شرایط فعلی جامعه و در جهان نشان می دهد که با اعدام نه تنها از جرم و جنایت کاسته نشده است بلکه در کشورهایی که هنوز اعدام لغو نگردیده است به مراتب بیشتر از کشورهایی ست که قانون اعدام لغو گردیده و حتی اعدام، آلام دردهای خانواده های مقتول هم نیست و خود خانواده های مقتول هم به آن اذعان دارند که علاوه بر غم از دست دادن عزیزشان، برای مراحل اجرای قصاص و بعد از آن، فشارهای روحی و روانی و عذاب بیشتری را متحمل می شوند.
باید به کشتار کودکان پایان داد و بجای رودر رو قرار دادن و بجان یکدیگر انداختن انسان ها، سعی در اصلاح جامعه باشیم و فرصت بازپروری و زندگی دوباره را از این کودکان نگیریم. |